|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:32 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||||||||||||
|
|
|
|||||||||||
|
||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:32 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||||||||||||
|
|
|
|
|
زمان تكت (Tact-time) زمان تكت يكي از زير شاخه هاي كلي تفكر ناب است كه از آن براي ادامه ي حيات يك توليد ناب استفاده ميشود. اگه بخواهيم اونو تعريف كنيم ميشه گفت زماني كه به توليد اختصاص داده شده تقسيم بر ميزان تقاضاي خريدار. براي مثال يه شركت توليدي رو در نظر ميگيريم كه خودرو توليد ميكنه. توي سيستم فروشي مثل ايران مشتري اول سفارش خودرو ميده. بعد سفارشش به كارخونه داده ميشه تا واسه ي اون نقشه ي توليد بكشه و سر انجام توليد ميشه و به دست مشتري ميرسه. در طول اين مسير مشتري زمان زيادي رو انتظار ميكشه واين موداست. حالا يه سوال. چرا مشتري نميتونه اون ماشيني رو كه سفارش ميده همون لحظه تحويل بگيره؟ چون زمان تكت كارخونه با آهنگ فروشش هماهنگ نيست. زمان تكت مقرر ميكند كه آهنگ توليد با نرخ تقاضاي مشتري برابر گردد و اين برابري چون قلب تپنده ي هر سيستم ناب است. ممكنه يه زماني آهنگ توليد از آهنگ فروش بيشتر شه. در اينصورت توليد اضافي صاف ميره توي انبار ها و ميشه مودا.يا برعكس آهنگ توليد از آهنگ فروش كمتر باشه يعني مشتري بيچاره بايد كلي تو نوبت باشه كه اين هم موداست. در مورد اولي كارخونه بايد زمان تكتش رو زياد كنه(آرومتر توليد كنه) و در مورد دومي بايد زمان تكتش رو كم كنه.حالا از هر راهي كه ميتونه. در واقع براي اينكه توليد به بهترين شكل ممكن انجام بشه بايد گفت: آهسته رو... هميشه رو |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:21 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
Muda مودا از كلمه اي ژاپني گرفته شده كه به معني اتلاف است. در كل به فعالتهاي كم ارزش و اضافي گفته ميشه كه منابع و ذخاير را مصرف ميكنه در حاليكه هيچ ارزشي ايجاد نميكنه. يه چيزي تو مايه هاي گوشت اضافي!!! انواع مودا مودا رو به هفت دسته مختلف تقسيم ميكنند. -اشتباهاتي كه بايد اصلاح شوند -توليد اضافي مانند موجودي و كالاهايي كه فروش نرفته و روي هم انبار ميشوند -مراحلي از فرايند كار كه ضرورتي به وجود آنها نيست مثل بازرسي ها و كنترلهاي غير ضروري -جابجايي بي مورد نيروي انساني در سطوح سازماني. مثل همين اداره هاي خودمون كه واسه يه كار كوچيك يا يه امضا بايد كلي به اين در و اون در بزني -جابجايي هاي غير ضروري مثل حمل و نقل بيهوده ي مواد و قطعات -بايگاني و انباركردنهاي غيرضروري -توقف و انتظار كارمندان مثل ايجاد صف -جمع آوري و ثبت اطلاعات اضافي و تكراري -پيچيدگي روشهاي انجام كار كه تنها باعث گيرپاژ و افزايش خطا ميشه -كالاها و خدماتي كه به نياز مشتري پاسخ نميگن -فرايند و فعاليتهاي موازي دوباره كاري و تكرار چند نكته -موداها همه جا وجود دارند و نميتوان تنها بر اساس مشاهدات عمليات يك روز كاري اونها رو شناسايي كرد. -تفكر ناب يعني تبديل مودا به ارزش -طبق تفكر ناب اگه بشه يه ارزش رو در سازمان پياده سازي كرد موداها خود به خود حذف ميشن.
حرف آخر اگه يه نگاهي به خودمونو دور و برمون بندازيم ميبينيم كه كلي از كارايي كه ميكنيم و سازمانها و سيستم اداري كشورمون و... همه و همه مودا هستند. به اميد اينكه روزي بتونيم اين موداها رو به ارزش تبديل كنيم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:18 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
جريان ارزش Value Stream اگه بخواهيم فعاليتهايي رو كه انجام ميشه تقسيم كنيم ميشه اونا رو تو سه دسته جا كرد. 1 فعاليتهايي كه آشكارا مشخص است كه ارزش آفرينند 2 فعالتهايي كه ارزش آفرين نيستند ولي اجتناب ناپذيرند. يعني اگه بخواهيم اونا رو حذف كنيم كل سيستم بهم ميريزه(موداي نوع اول) 3 فعاليتهاي اضافي كه هيچ ارزشي نمي آفرينند و ميشه به راحتي اونا رو حذف كرد(موداي نوع دوم) همونطور كه ميبينيم تابلوه كه تو اين محيط ارزشها و موداها با هم قاطي شدند. حالا كه ارزشها رو شناختيم وقتشه كه اونا رو از بقيه جدا كنيم و مسير رو پيدا كنيم همين يعني جريان ارزش جريان ارزش مجموعه ايست از كليه ي اعمال ضروري براي ارائه ي يك محصول معين كه اين محصول ميتونه يه كالا يا يه خدمت باشه.يعني همه ي فرايندهاي بي ارزش(موداهاي نوع دوم) رو حذف كنيم. يعني بهترين روش و مسير براي رسيدن به اون ارزش يا به عبارت ديگه: يه جرياني درست كنيم كه همش ارزش باشه. بايد توجه داشت كه هر جا سخن از جريان ارزش ميشه بايد اونو تو سه بعدش بررسي كرد. بعد فيزيكي يا توليد كه از مواد اوليه شروع ميشه و به توليد محصول ميرسه. بعد برنامه ريزي يا زمانبندي كه از سفارش گيري شروع ميشه تا به تحويل محصول ميرسه. بعد طراحي و مهندسي كه از يك فكر اوليه شروع ميشه و به نمونه ي اوليه ي محصول ميرسه. نكته ي مهمي كه اينجا هست اينه كه براي رسيدن به اهداف ناب ميبايستي تو اين جريان ارزش غرق شد. يعني با اون هم مسير بشي تا به كمال برسي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:16 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
۵سین چيست؟
فكر ميكني پنج سين چيه؟ من خودم اولين بار كه شنيدم ياد سوال و جواب افتادم. به نظر ميرسيد كه ممكنه پنج تا سوال اساسي باشه ولي بعدا فهميدم كه همين پنج سين از اصول اساسي مهندسي صنايعه. پنج سين از پنج تا لغت ژاپني گرفته شده كه با سين شروع ميشن. هر كشوري هم اومده اونو واسه خودش ترجمه كرده طوري كه تو زبون خودشم سين داشته باشه. اين لغات عبارتند از:
Seiri Seition Seiso Seiketsu Shitsuke
كاربرد پنج سين
فلسفه ي پنج سين كاربرداي فراواني داره. باعث پيشرفت نظام كاري ميشه و از طرفي كيفيت كار رو هم بالا ميبره. همچنين باعث ميشه كه امنيت كاري هم بيشتر بشه ودر نتيجه سرمايه نه تنها حفظ ميشه بلكه بيشتر هم ميشه و جالب اينه كه همه ي اين كارا ميتونه در يك زمان اتفاق بيفته. پنج سين محيط كار رو ساده و خلوت ميكنه پنج سين فرايند توليد رو استاندارد ميكنه پنج سين فعاليتهاي بي ارزش و موداها رو كم ميكنه پنج سين يه محيط كار مناسب براي توليد ناب ايجاد ميكنه در ادامه اصول پنج سين رو بررسي ميکنم Seiri(Sort سين اول رو بهش ميگن جداسازي. حالا اگه ما هم بخواييم سين دارش كنيم ميشه گفت سوا كردن خوب فكر كنم از اسمش تابلوه كه راجع به چيه. سين اول در مورد جداسازي موارد ضروري و غير ضروريه. در اين مرحله تمامي موارد اضافي و بي مصرف شناخته شده و از محيط كار خارج ميشوند . براي جداسازي اين موارد از برچسب هاي قرمز استفاده ميشود (Red Tagging)يعني روي كالاهاي بي مصرف و اضافي برچسب خورده و اونها به خارج محيط كار منتقل ميشند . در نتيجه محيط كار ساده و خلوت ميشه و طبيعتا كار كردن راحت تر. مثلا وقتي دور و برت خالي باشه ميتوني وقتي خسته شدي مثل معين(از برو بچ باحال علم و صنعت) حركات ژانگولر(از نوع موزون و غير موزون!!!) انجام بدي. اونوقت روحيه ميگيري و مياي قشنگتر كار ميكني.
Seition(Set in order-simply-systematize سين دوم رو ميشه طبقه بندي ناميد. ديگه واسه اينيكي اسم سيني ندارم. اگه داشتي بهم بگو تا بنويسم. تاكيد اين سين روي روشهاي مفيد و موثر ذخيره سازي است. بطوريكه دسترسي به كالاها و ابزار و... به سريعترين شكل ممكن باشد. اين سين ميگه نخود نخود هر كه رود خانه ي خود. شعار اصلي اين يسن اينه: يك جا براي هر وسيله و هر وسيله در جايگاه خودشاولويت بندي قسمت مهمي از اين كار است.يعني ما بايد آيتمهاي ضروري و مهم را نسبت به ترتيب استفاده ي آنها اولويت بندي كنيم و براي اونا جايگاه مشخصي رو در نظر بگيريم. مثلا تو يه كارگاه توليدي سطل آشغال كه نبايد جلو دست و پا باشه!!! از فوايد اين روش اينه كه وقتي كارگري مثلا به يه قطعه نياز داره جاي دقيقشو ميدونه و ديگه نميخواد دنبالش بگرده كه هم وقتش و هم انرژيش و هم روحيهش هدر بره. صاف ميره سر اصل مطلب. در نتيجه روند توليد تندتر و ريتمش روون تر ميشه.
Seiso(Sweep-Shine سين سوم هم در مورد نظافت و نظم و جارو خاكنداز و.. است. چي؟ اين سين مخصوص خانوماست نخير تو صنعت ديگه خانوم و آقا نداره كه هيچ حاج خانوم . حاج آقا هم نداره . همه با هم برابرند!!! حرف اصلي اين سين اينه: اگه محيط كارت هميشه تميز باشه اگه هر چي سر جاي خودش باشه اگه نظم هميشه برقرار باشه اونوقته كه همه چي رله ميشه. جرا؟ چون وقتي كه به نظم و ترتيب عادت كني هر تغيير كوچيكي رو زود متوجه ميشي. مثلا تو يه كارگاه توليدي وقتي اين اصل رعايت بشه اونوقت كارگر هر تغيير هر چند كوچيكي رو مثل بوي نا آشنا ترك و شكستگي و تغيير رنگ و... رو سريع متوجه ميشه و به مسولش خبر ميده و در نتيجه رفع نقص ميشه. و توجه داشته باش كه همين نقصاي كوچيك ميتونه ضرراي كلفت و سنگيني رو به واحد توليدي بزنه. تازه همه ي اينا يه طرف اون آرامشي رو هم كه تو يه جاي تميز داري يه طرف. پس سريع پس از خوندن اين مقاله دستمال و جارو خاكنداز رو بردار برو محل كار تكوني!!!
Seiketsu(Standardize-Sanitize بعد از اين يه تا سين كه شرايط كار رو آماده ميكرد حالا نوبت خود كاره.اينجا ديگه بايد استاندارد سازي بكني و اون فعاليت رو در بهترين شرايط ممكن(شكل استاندارد) انجام بدي. در طول انجام اين كار بايد سينهاي قبلي رو مرتبا تكرار كرد. بايد توجه داشت كه براي پيدا كردن اون حالت استاندارد بايد با كساني كه با اون كار ارتباط مستقيم دارند همفكري كرد. مثلا تو يه كارگاه توليدي كارگرا منابع اطلاعاتي مهم و اغلب فراموش شده اي هستند كه بايد باهاشون مشورت كرد. يا براي تغيير وضعيت تو خونه يا آشپز خونه بايد از خانوما كه اكثر عمرشونو(!!!) اونجا صرف ميكنن سوال كرد.و به اين وسيله استاندارد رو پيدا كرد.
Shitsuke(Sustain-Self Disipline سين آخر مهمترين و البته مشكلترين قسمت كاره.همونجوري كه ميدوني ما همه انسانيم و انسانم در كل يه ذره گشاده. همين گشادي باعث ميشه كه هميشه پس از يه مدتي روال كارش تغيير كنه و رو به زوال بره. سين آخر مبارزه با همينه . يعني مبارزه با گشادي!!!. چجوري؟ سين آخر اينه كه تو اين مرحله بايد انجام چهار سين قبلي رو به صورت يك عادت در بياري و انجام اون واست عادي بشه(كه اين خودش مستقيما ربط داره به ايزو) وقتي كه انجام چهار سين قبلي واست يه فرهنگ شد اونوقته كه تو كارت موفق خواهي بود.
فوايد استفاده از پنج سين
اول اينكه ساده و قابل فهمه براي همه و قابل استفاده براي هر سازماني كوچك و بزرگ و همچنين قابل استفاده در هرحرفه و شغلي و يا هر جا و مكاني. مثلا ميشه از اون از كارخونه گرفته تا تو آشپزخونه استفاده كرد. فضاي كار رو زياد ميكنه . مكان كار و ابزار رو به ترتيب اهميت مرتب ميكنه و در دسترس قرار ميده. هزينه ي كلي رو كم ميكنه . امنيت و كيفيت كار رو زياد ميكنه. نه تنها بازده رو افزايش ميده بلكه ريتم كار رو هم افزايش ميده و روون ميكنه محيط كار رو خوب و كيفيت كار رو افزايش ميده. تابلوه كه يه كار با كيفيت از يك توليدي سازمان دهي شده و مرتب بيرون مياد. پس اين يه حرف كاملا درسته كه بگيم: راه توليد با پنج سين شروع ميشه و بوسيله ي اون ادامه پيدا ميكنه و به اين طريق ميتونيم توليد باحالي داشته باشيم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:16 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
تولید ناب چیست؟
دو انقلاب توليدی در ابتدا و انتهاي قرن بيستم رخ داد. انقلاب آغازين همانا ظهور توليد انبوه و پايان عصر توليد دستي است و انقلاب پاياني ظهور ناب و خاتمه يافتن عصر توليد انبوه است. اکنون در اینجا به معرفی کوتاه شیوه های تولید می پردازم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 19:10 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
||||||||||
|
|||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 18:33 توسط نیما عظیم زاد
|
|
|||||||||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 18:9 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
لینکهای مربوط به شش سیگما SIX SIGMA www.6sigma.us/thelibrary.html www.adamssixsigma.com www.ge.com/sixsigma www.geocities.com/bobgsma/index.html www.iqpc.com www.isixsigma.com www.pyzdek.com/101.htm www.asq.org/sixsigma/ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 17:50 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 17:45 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
What is Lean Production? Lean is about doing more with less: less time, inventory, space, labor, and money. "Lean manufacturing", a shorthand for a commitment to eliminating waste, simplifying procedures and speeding up production. Lean Manufacturing (also known as the Toyota Production System) is, in its most basic form, the systematic elimination of waste - overproduction, waiting, transportation, inventory, motion, over-processing, defective units - and the implementation of the concepts of continuous flow and customer pull. Five areas drive lean manufacturing/production:
Just as mass production is recognized as the production system of the 20th century, lean production is viewed as the production system of the 21st century Benefits of Lean Production Establishment and mastering of a lean production system would allow you to achieve the following benefits:
However, by continually focusing on waste reduction, there are truly no end to the benefits that can be achieved. Basic Elements of Lean Manufacturing The basic elements are waste elimination, continuous one piece workflow, and customer pull. When these elements are focused in the areas of cost, quality and delivery, this forms the basis for a lean production system. The lean production concept was to a large extent inspired by the Kaizen - the Japanese strategy of continuous improvement. Employee empowerment and promotion among them of a way of thinking oriented at improving processes, imitation of customer relationships, fast product development and manufacturing, and collaboration with suppliers are the key strategies of leading lean companies. Lean Production Overview
Applications Lean techniques are applicable not only in manufacturing, but also in service-oriented industry and service environment. Every system contains waste, i.e. something that does not provide value to your customer. Whether you are producing a product, processing a material, or providing a service, there are elements which are considered 'waste'. The techniques for analyzing systems, identifying and reducing waste, and focusing on the customer are applicable in any system, and in any industry. Lean thinking may also be applied for getting rid of bureaucracy in your home office. To run your home office more effectively and faster you may need just as little as 10% of its current staff. Only executives who have a direct involvement with finding, keeping, or growing customers as well as key support staff - accountants, tax, legal and human resources people - should stay. Others can be rehabilitated by sending to an operating unit. Characteristics
Case in Point: IBM IBM regularly compare part counts, bills of materials, standard versus custom part usage, and estimated processing costs by tearing down competitor products as soon as the latter are available. "Through such tear-downs during the heyday of the dot matrix printer, IBM learned that the printer made by the Epson, its initial supplier, was exceedingly complicated with more than 150 parts. IBM launched a team with a simplification goal and knocked the part count down to 62, cutting assembly from thirty minutes to only three. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 12:47 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
لینک های مفید در مورد تولید ناب
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 12:45 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
کیفیت چیست؟ تاریخچه: قدیمی ترین شکل استفاده از کیفیت به 3000سال پیش برمی گردد. زمانیکه بابلی ها از واحدهای استاندارد برای توزین ویا اندازه گیری کالاها به صورت توافقی بین هم استفاده می کردند.در قرن یازدهم در انگلستان قانون اصناف حق بازرسی کیفیت کالاهای ساخته شده را به بازرسان کار میدهد تا بدین وسیله در مورد آنهایی که محصولات آنها مطابق با کیفیت نیستند اعمال تنبیه کرده و در مورد کالاهای خوب مهر تائید بزنند. تست مرغوبیت کالا عملا در سال 1456میلادی از زمان هنری ششم جهت اطمینان از کیفیت کالاها در انگلستان مرسوم گردید.گرچه به نظر می رسد بازرسی رسمی کالاها برای اطمینان از کیفیت با روشهای بهتر و جدید از حوالی سال 1850 آغاز شده است.به دنبال تاکید بر اهمیت کنترل کیفیت محصولات در سال 1920آقای دکتر والترشوارت محقق آزمایشگاه بل در آمریکا(کسی که چارتهای کنترل را اختراع کرد)اعلام کرد فقط روی محصول ساخته شده نباید کنترل شود بلکه کنترل واقعی باید در فرآیند تولید اعمال شود. کیفیت راه طولانی را پیموده است،همواره کفیات تازه ای در مورد آن به عمل آمده و بازسازی اکتشافات قبلی تبدیل به حقایقی جدیدتر شده وسبب بازیابی فراموش شده ها گردیده است.در دهه هفتاد،اعتقاد براین باور بود که مسئولیت کیفیت به عهده ی بخش کنترل کیفیت است و تاکیدات عمدتا برابزار کیفیت مثل چارتهای کنترل و بازرسی کالاها متمرکز بود و مدیران رده بالا اصولا خود را درگیر مباحث مربوط به کیفیت نمی کردند.در دهه 80یک دگرگونی در افزایش آگاهی در مورد کیفیت پدید آمد.در این دوره مدیریت بالای سازمان ها دریافتند که شخصا باید مسئولیت کیفیت را عهده دار شده و با آن روبرو شوند و به این اعتقاد دست یافتند که هم خودشان و هم هر کس دیگری در شرکت باید به طور جدی به کیفیت بپردازند و در مورد آن اقدام کنند. لذا به مدیران کیفیت مسئولیت زیادی واگذار شد. یکی دیگر از مهمترین یافته های کیفیت دراین دوره، روش پیشگیری از ضایعات بود، یعنی به جای تمرکز روی یافتن محصولات معیوب سعی گردید از تولید محصول معیوب جلوگیری شود،و این بسیار باصرفه تر و موثرتر برای تولید محصولات مرغوب بود. در دهه80برنامه های کیفیت عمدتامتوجه ساخت محصولات بود،ولی در دهه 90 تاکید بر روی کیفیت در سایر زمینه ها مثل واحد فروش واداری نیز معطوف گردید. مشتریان عمدتا خواهان محصولات و خدمات با کیفیت هستند و شرکتهای بیشتری برای تامین این خواسته مشتری به رقابت می پردازند. تعریف کیفیت در استاندارد: کیفیت رسما این گونه تعریف می شود:«تمامی جنبه ها و مشخصه های یک محصول یا خدمات در رایطه با توانایی محصول یا خدمات جهت برآورده ساختن نیازهای تصریح شده یا تلویحا بیان شده است.»(مرجع ISO8402:1994) در رابطه با تعریف فوق باید برخی از مفاهیم شفاف سازی شوند: 1-نیازهای تصریح شده معمولا در یک قرارداد یا طرح وجود داشته و به وضوح قابل شناسایی هستند. 2-نیازهای تلویحی باید شناسایی شوند چرا که در اغلب موارد خریدار نمی داند که به چه سطحی از کیفیت نیاز دارد یا می تواند آنرا بپذیرد. 3-نیازها معیارمشخص شده یا نامشخص هستند و اغلب شامل جنبه هایی نظیر قابلیت استفاده1، قابلیت اتکا2، قابلیت نگهداری3،ایمنی،هزینه و محیط زیست می باشند. کیفیت، غذای سحرآمیز !!! یک غذای سحرآمیز وجود دارد که به همه مشتریان لذت خواهد داد؛ روحیه کارکنان را بالا می برد و در عین حال کارفرمایان را خوشحال خواهد کرد،مهمتر اینکه همه انها رایگان است. وقتی این غذای سحرآمیز اینقدر موثر است،چرا همه از آن استفاده نمی کنند؟ با این همه تلاش که برای پختن این غذا به عمل می آید خیلی از مردم شروع خوبی برای بدست آوردن آن ندارند و یا اینکه از نیمه راه برمی گردند،خیلی ها نیز به درون آن می افتند بدون اینکه تصور روشنی از نحوه ی استفاده آن داشته باشند. بعضی ها به فرمول سری دیگران دستبرد می زنند و نهایتا به این نتیجه می رسند که این به درد آنها نمی خورد. بعضی ها از روش سعی و خطا استفاده می کنند و در آخر به این نتیجه می رسند که تمام آنها خطا بوده است.در امی دهد که بطورمناسب کار کرده و با خواسته های او مطابقت داشته باشد.دیگر خصوصیات کیفیت یک محصول عبارتنداز: بی نقص بودن،قابل اطمینان بودن،قیمت منطقی و معقول داشتن،بادوام بودن،خوش جلوه بودن. کیفیت خدمات به این معنی است که خدماتی که به مشتری می دهیم باید او را خوشحال کند،اطلاعات صحیح و دقیق به او بدهد،خدمات مطابق برنامه او بوده واطمینان بخش باشد،همواره توجه خاص به وی داده شود. کیفیت فرآیند،کیفیت محصول و کیفیت خدمات هرسه ارتباط کاملا نزدیکی به یکدیگر دارند و هر کدام از دیگری تاثیر می پذیرد. بنابراین کافی نیست که تنها در یکی از موارد فوق درجه یک باشید.اگر،بهترین تلویزیون دنیا را تولید می کنیم ما باید مطمئن باشیم که فرآیند ساخت و فرآیند خدمات ما درجه یک باشد. 4-کیفیت یعنی انجام کار درست و صحیح در دفعه اول و برای همیشه.برای تامین احتیاجات مشتریان درونی خود و همچنین مشتریان بیرونی ما نیاز به داشتن استاندارد«صد درصد درست»داریم.وقتی ما درباره دستیابی به هدف«صد در صد درست» صحبت می کنیم منظورمان فکر کردن در مورد پروزه های بزرگ نیست.مهم این است که ما در کارهای کوچکی که انجام می دهیم هدف«صد در صد درست»را رعایت کنیم هر کاری که انجام می دهیم می تواند صد در صد درست باشد هم بار اول و هم در دفعات بعدی. 5-کیفیت یک طریقه زندگی است. کیفیت چیزی نیست که ما فقط در طول یک مسابقه نیل به کیفیت،به آن بپردازیم.کیفیت باید جزئی از فرهنگ کاری یک شرکت باشد.هر یک ازافراد یک شرکت اعم از مدیر،سرپرست،مدیرعامل و کارگران باید نسبت به آن مسئول باشند و هر روز روی آن کار کنند. ده مورد آمار حیاتی درباره کیفیت ضعیف کیفیت مجانی است وقتی کیفیتی وجود نداشته باشد برای ما هزینه ایجاد می شود چرا که ما برای دوباره کاری در مورد ضایعات و از دست دادن مشتری مجبور به صرف هزینه هستیم.خسارات و جرایم ناشی ازعدم انطباق برای کیفیت بسیار بالا هستند. موارد زیر نتایج مطالعات انجام شده در ایالات متحده آمریکا است. 1-کیفیت ضعیف هزینه ای به میزان 20 درصد هزینه ملی را شامل می شود. دو نوع هزینه وجود دارد،هزینه ناشی از ناکامی خارجی که« دراثرمحصولات ناقص که به مشتری ها فرستاده می شود(شامل شکایات مشتری ها و ضمانت تعمیرات آنها) بوجود می آید و دوم هزینه های ناشی ازناکامی داخلی است که در اثر تولید محصول معیوب و دوباره کاری روی آنها برای انطباق کیفیت آنها با مشخصات لازم بوجود می آید. 2-یک کارخانه نمونه در ایالات متحده آمریکا 20تا25درصدبودجه عملیاتی خود را صرف پیداکردن وتصحیح اشتباهات می کند. 3-به ازای هر یک نفر که شکایت و نارضایتی خود را به دیگران منتقل می کند حدود 25تا30نفر وجود دارند که به سوی رقبای شما کشیده شده و شکایت خواهند کرد. 4-هر مشتری ناراضی ماجرای خود را نهایتا برای 9نفرتعریف می کند درحالیکه یک مشتری راضی موضوع رضایت خود را فقط به 5نفرخواهد گفت. 5-80درصد مشتریان محصولات خراب را برای تعویض یا پس گرفتن پول عودت خواهند داد. 6-56درصد مشتریان از مغازه ای که جنس خراب خریده اند مجددا خرید نخواهند کرد. 7-49درصد مشتریان به دیگران خواهند گفت که جنس معیوب را از کدام فروشگاه خریده اند. 8-77درصد مشتریان یک رستوران،یک فروشگاه و یا مرکز خدمات در صورتیکه خدمات ضعیف ببینند مجددا باز نخواهند گشت. 9-54درصدمشتریان به دیگران توصیه خواهند کرد به شرکتی که از آن خدمات ضعیف گرفته اند نروند. 10-25درصد از مشتریانی که سرویس ضعیف دریافت می کنند به علت اینکه احساس می کنند شکایت کردن دردسرو زحمت دارد هیچ کاری نخواهند کرد(اینها مشتریانی هستند که بدون اینکه علت را بدانیم از دست خواهیم داد). همان دقتی که می توان آب را تعریف کرد ،تعریف نماییم. با تهیه این غذای سحرآمیز کیفیت تمام مشاغل به مشتریان خود لذت ارائه خواهند کرد،کارکنان را خوشحال، بهره وری را افزایش،سهم بازار را متناسب و منافع را افزایش خواهند داد و بدین ترتیب لبخند بر لبان همه ظاهر خواهد شد. پنج ویژگی در کیفیت: اگر کسی از شما بپرسد«کیفیت چیست؟» شما چه خواهید گفت؟شما ممکن است با موقعیتی که دارید جوابی بدهید.مثلا اگر شما در یک رستوران باشید،کیفیت از نظر شما ممکن است غذای خوب،سرویس بدون عیب و نقص،لباس مناسب سرویس دهنده ها و چیزهایی از این قبیل معنی بدهد. واگر در یک ساندویچ فروشی باشید شما ممکن است کیفیت را د رغذای خوب،محیط و لوازم سرویس تمیز معنی کنید.توجه داشته باشید معنی کیفیت نسبت به موقعیت ها متفاوت است.همچنین نسبت به سلیقه انسانها نیز فرق میکند. مثلا در یک مهمانی ممکن است یک نفر قهوه ی خوب را درغلیظ و شیرین بودن آن بداند و یک نفر دیگر در شیر زیاد داشتن و شیرین نبودن آن. بعلاوه ذائقه های متفاوت مردم می تواند در تعریف کیفیت اثرپذیر باشد.این مثال یک حقیقت مهم را درباره کیفیت بیان می کند:«کیفیت توسط مشتری تعیین می گردد نه توسط تولید کننده یا سرویس دهنده» به عبارت روشن تر «کیفیت مجموعه ای از خصوصیات و مشخصات یک کالا یا خدمات است که احتیاجات و رضایت مصرف کننده را تامین می کند.» حال با نگاهی به موارد ذیل می توانیم مفهوم کیفیت را بهتر درک کنیم: 1- کیفیت توسط مشتری تعریف می شود: مهمترین ویژگی کیفیت پیوند آن با مشتری است.کیفیت همان چیزی است که مشتری می گوید.یعنی باید درست همان چیزی که او می خواهد به او داده شود.بنابراین رضایت مشتری بستگی به کیفیت کالا و خدمات ما دارد.ارتباط این دو مفهوم را می توان به شکل زیر نمایش داد: 2-کیفیت باید هم مشتری درونی وهم مشتری بیرونی را راضی کند: ما دو نوع مشتری داریم:درونی و بیرونی.مشتریان بیرونی کسانی در خارج شرکت هستند که کالا یا خدمات را از ما دریافت می کنند.ومشتریان درونی کسانی از همکاران ما هستند که فرآیند بعدی کار ما را انجام میدهند. 3-کیفیت باید در فرآیند کارنیزهمانند محصول و خدمات تواما اعمال شود. کیفیت در فرآیند به مواردی اطلاق می شود که ما در انجام کار خود مراعات می کنیم تا نیازمشتریان تامین گردد. کیفیت کالا و خدمات ما بستگی به آن دارد که آیا مشخصات کالاها یا خدمات ما مطابق با خواسته های مشتری هست یا خیر؟معمولا مشتری محصولی را ترجیح که بطورمناسب کار کرده و با خواسته های او مطابقت داشته باشد.دیگر خصوصیات کیفیت یک محصول عبارتنداز: بی نقص بودن،قابل اطمینان بودن،قیمت منطقی و معقول داشتن،بادوام بودن،خوش جلوه بودن. کیفیت خدمات به این معنی است که خدماتی که به مشتری می دهیم باید او را خوشحال کند،اطلاعات صحیح و دقیق به او بدهد،خدمات مطابق برنامه او بوده واطمینان بخش باشد،همواره توجه خاص به وی داده شود. کیفیت فرآیند،کیفیت محصول و کیفیت خدمات هرسه ارتباط کاملا نزدیکی به یکدیگر دارند و هر کدام از دیگری تاثیر می پذیرد. بنابراین کافی نیست که تنها در یکی از موارد فوق درجه یک باشید.اگر،بهترین تلویزیون دنیا را تولید می کنیم ما باید مطمئن باشیم که فرآیند ساخت و فرآیند خدمات ما درجه یک باشد. 4-کیفیت یعنی انجام کار درست و صحیح در دفعه اول و برای همیشه.برای تامین احتیاجات مشتریان درونی خود و همچنین مشتریان بیرونی ما نیاز به داشتن استاندارد«صد درصد درست»داریم.وقتی ما درباره دستیابی به هدف«صد در صد درست» صحبت می کنیم منظورمان فکر کردن در مورد پروزه های بزرگ نیست.مهم این است که ما در کارهای کوچکی که انجام می دهیم هدف«صد در صد درست»را رعایت کنیم هر کاری که انجام می دهیم می تواند صد در صد درست باشد هم بار اول و هم در دفعات بعدی. 5-کیفیت یک طریقه زندگی است. کیفیت چیزی نیست که ما فقط در طول یک مسابقه نیل به کیفیت،به آن بپردازیم.کیفیت باید جزئی از فرهنگ کاری یک شرکت باشد.هر یک ازافراد یک شرکت اعم از مدیر،سرپرست،مدیرعامل و کارگران باید نسبت به آن مسئول باشند و هر روز روی آن کار کنند. ده مورد آمار حیاتی درباره کیفیت ضعیف کیفیت مجانی است وقتی کیفیتی وجود نداشته باشد برای ما هزینه ایجاد می شود چرا که ما برای دوباره کاری در مورد ضایعات و از دست دادن مشتری مجبور به صرف هزینه هستیم.خسارات و جرایم ناشی ازعدم انطباق برای کیفیت بسیار بالا هستند. موارد زیر نتایج مطالعات انجام شده در ایالات متحده آمریکا است. 1-کیفیت ضعیف هزینه ای به میزان 20 درصد هزینه ملی را شامل می شود. دو نوع هزینه وجود دارد،هزینه ناشی از ناکامی خارجی که« دراثرمحصولات ناقص که به مشتری ها فرستاده می شود(شامل شکایات مشتری ها و ضمانت تعمیرات آنها) بوجود می آید و دوم هزینه های ناشی ازناکامی داخلی است که در اثر تولید محصول معیوب و دوباره کاری روی آنها برای انطباق کیفیت آنها با مشخصات لازم بوجود می آید. 2-یک کارخانه نمونه در ایالات متحده آمریکا 20تا25درصدبودجه عملیاتی خود را صرف پیداکردن وتصحیح اشتباهات می کند. 3-به ازای هر یک نفر که شکایت و نارضایتی خود را به دیگران منتقل می کند حدود 25تا30نفر وجود دارند که به سوی رقبای شما کشیده شده و شکایت خواهند کرد. 4-هر مشتری ناراضی ماجرای خود را نهایتا برای 9نفرتعریف می کند درحالیکه یک مشتری راضی موضوع رضایت خود را فقط به 5نفرخواهد گفت. 5-80درصد مشتریان محصولات خراب را برای تعویض یا پس گرفتن پول عودت خواهند داد. 6-56درصد مشتریان از مغازه ای که جنس خراب خریده اند مجددا خرید نخواهند کرد. 7-49درصد مشتریان به دیگران خواهند گفت که جنس معیوب را از کدام فروشگاه خریده اند. 8-77درصد مشتریان یک رستوران،یک فروشگاه و یا مرکز خدمات در صورتیکه خدمات ضعیف ببینند مجددا باز نخواهند گشت. 9-54درصدمشتریان به دیگران توصیه خواهند کرد به شرکتی که از آن خدمات ضعیف گرفته اند نروند. 10-25درصد از مشتریانی که سرویس ضعیف دریافت می کنند به علت اینکه احساس می کنند شکایت کردن دردسرو زحمت دارد هیچ کاری نخواهند کرد(اینها مشتریانی هستند که بدون اینکه علت را بدانیم از دست خواهیم داد). . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 12:35 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
این وبلاگ در مورد مباحث مدیریت کیفیت می باشد . مباحثی همچون: شش سیگما تولید ناب سری ایزو ۹۰۰۰ چرخه بهروری |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 12:23 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||
|
|
|
|
|
این وبلاگ در زمینه مدیریت کیفیت می باشد . موضوع این ماه : تولید ناب
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 12:21 توسط نیما عظیم زاد
|
|
||